تا سطرهای من سطرهای آدم می شد.
می دانید
اگر حکم حکومتی هم صادر شود
باز به خاتمی رای می دهم.
چون می خواهم اگر خرج می شوم
لباسی شوم برای فرزندم.
و خواهرم نترسد.
و مادرم بعد از نمازش دعای نان نکند.
و خودم٬ راحت
صدقه را تف بیاندازم.
و پیرمردهای دهاتمان
مرد باشند
و دیگر نامه های صد تومانی ننویسند.
و پدرم ریشش را راحت بتراشد
و به رحم و کرم خدا امیدوار باشد.
می خواهم واقعیت ها ساده باشند
و سر نخورند.
می خواهم تمرین انسانیت و آزادی کنم.
من
ساده
به خاتمی رای می دهم.
آی مردم
پارازیت روی عرعر خرها نیندازید
این همه حرف تکراری
بگذارید کمی حرف حساب بشنویم
من در انتخابات اینده ریاست جمهوری به نفع خاتمی شرکت می کنم
چون
از ارشاد شدن بیزارم
از معاون دانشجویی دانشگاه زنجان بیزارم
از هر چی طرح که اسمهایی شبیه امنیت و اجتماع در ان باشد بیزارم
چون
دلم برای احترام جهانی تنگ شده است
دلم برای شهر بی ماشین ون سبزرنگ تنگ شده است
دلم برای یک کلمه حرف حساب تنگ شده است
دلم برای ایران فردا و ادینه و توس و خرداد تنگ شده است
دلم برای خرداد تنگ شده است
دلم برای واژه تساهل در سخنرانیهای ریاست جمهوری تنگ شده است
چون
ترجیح میدهم به جای واژه هولوکاست واژه گفتگوی تمدنها را بشنوم
ترجیح میدهم به جای دیدن رییس جمهور مجمع الجزایر قمر نخست وزیر اتریش را در تلویزیون ببینم
فکر کنم همین دلیل اخر کافی باشد
شما چطور؟؟؟؟؟؟؟ منتظر پاسخ میمانم
به قاطر دیگر سلام کرد
دیگری زبانش را نفهمید.
رید٬ وقت سلام دوباره
دیگری خندید.
وای جمود٬ کسالت٬ بی بهرگی.
اولین بار آن حال غریب را در تو یافتم٬
درست درون تو.
وقتی که عطر٬ عطر بهشتی نبود
عطر کودکی هایم بود
عطر عروسی و عزا.
های کسالت٬
کسالت عریان مستتر.
انگیزه و امید٬ برادران سال های بی خدایی ما بودند.
امروز بی خدا
بی انگیزه و امید.
های چادر های دور کمر٬
بندهای دور گردن من!
عکس های پریان را روزنامه ها چاپ نمی کنند.
ای داد٬ داد٬ داد٬ داداش
کلافگی!
گرسنگی!
وای جمکران!
تو قاتل کودکی های من شدی
پیشانیم که درد می کرد و حوصله ام که سر می رفت و
عطر٬ نه عطر بهشتی
عطر عروسی بود و عزا.
البته استثناهایی هم هست. مثلا" حاجی بزرگ که کوچولو موچولوئه ولی عربده هاش تکه.
این تجدید دیدار با عکس این موجود نازنین یه ویژگی تازه داشت و اون هم این که فهمیدم ایشون فعال سیاسی هم شده و تازه فهمیدم سندیکای مداحان یه شخصیت حقوقی بسیار بسیار نکته سنج و حسسسساسه.
بله میگفتیم که حاجی کوچولوی عظیم الجثه فعال شدن.
حاجی چند سوال کلیدی و مهم از عطریانفر پرسیده بودن که اصلشون رو به خاطر ندارم ولی مضمونشون این بود که : تو ملعون٬ خط امامی نیستی٬ یک. فاسد هستی٬ دو. منحرف هستی٬ سه. برانداز هم که حتما" هستی ـ سفت و نرمش پای خودت ـ ٬چهار. و قص علی هذا.
آدم مومن که باشه اینش خوبه: شعورش همین طوری ارتقا پیدا می کنه. حتی اگه فقط عربده بکشه و آب جوش بخوره.
من احسانم.
همان احسان سابق.
با همه ی بی حوصلگی های ام
که تو نمی شناسی شان.
نمی خواستم بگویم می دانستم خندیدن از یادت خواهد رفت
از تو که دیگر گذشته است انگار که من
پسر خوبی نبوده ام.
من فکر می کنم سابق بودن به درد نمی خورد
و این تقصیر تو نیست
ظاهرا
سابقا
بد نبوده ام.
لااقل تو
بخند و
از مرگ نترس و
خدا را فراموش نکن
که ببخشی...
برایش می برم
از اشک هایم
در پناه باشد
چتری از خاطره ها
تا یادش بماند
که فقط من برعکس می گریستم