تبليغاتX
چريكستان
من از آزادی عذر می خواهم،

 به خاطر یعقوب یادعلی

 از آزادی عذر می خواهم.

 من از عقل عذر می خواهم،

 به خاطر تابلوی یک طرفه ی سر در دادگستری شهرم،

 از عقل عذر می خواهم.

 من از انسانیت عذر می خواهم،

 به خاطر لباس گشادم و دستانم که بسته است

 از انسانیت عذر می خواهم.

 من از هستی، در قرن بیست و یکم، عذر می خواهم

به خاطر کشیدن بار قوم ام بر دوش، در قرن بیست و یکم

از هستی عذر می خواهم.

+ نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 19:38 توسط عبدالله عبدالله |

رد یوز پلنگان را گرفته ام و می خزم

می خزم تا انفعال معنی لاک پشت بدهد

و دست ام از پا دراز تر را در هوا می چرخانم

و رویای پلنگ را در خواب مزمزه می کنم

+ نوشته شده در یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 12:9 توسط احسان سابق |

یک کاریکلماتور

که کاری با کلمات نمی کند

لابد دیگر درخت اش از گربه پایین نمی آید...

+ نوشته شده در شنبه 4 اسفند1386ساعت 20:31 توسط احسان سابق |

 

گازم گرفته سگ

 

زندگی ام درد می کند.

 

باک ام نیست

 

بی باک ام یعنی اما کلاغ ها...

  

آستین به دندان می گزم تا زمین گیر شود من نامه ام

 

به جای عالم گیر

 

کرده ام

 

در

 

گِل!

 

حالا بچه

 

تا شاعر شوی راه درازی بیش نمانده است

 

و زیر پوست ام کلاغ ها سماق می مکند

 

من چقدر خر بودم خدایا

 

آره من خرم و تویی سوار من!

 

 

+ نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386ساعت 18:59 توسط احسان سابق |

 

آری دوست

 

چراغی که هزار بار به مسجد حرام

 

به خانه ام روا نبود

 

+ نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386ساعت 13:54 توسط احسان سابق |

به تو نگاه می کنم.

با من نمی کنی

چرا؟

ارتباط

برقرار

مونالیزا!

من مخاطب خوبی نیستم؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 اسفند1386ساعت 16:54 توسط احسان سابق |

 
Powered By Cerikestan