تا از تو دون کیشوتی بسازم.
این آخرین بار است
که برای آخرین بار
از هوش می روم...
بنزوات دیناتیوم کم است٬
آرسنیک بریزید.
فراغت را از ما نگیرید
وقت را بگیرید.
من کار خودم را می کنم.
من هر وقت بیکار می شوم دست به کار تفریح می شوم و
ایمان دارم که٬ بهترین کار تفریح است.
گور پدر شرکا
من تصمیم خودم را گرفته ام
قاطر حرکت زبان کره خر نمی فهمد.
بعد آنجا یک کلبه ی شیک فقیرانه بسازیم.
ثابت که کردیم تضاد یعنی زندگی
صبر کنیم تا خدا هم به ما بپیوندد
بعد که خدا به ما پیوست
من آدم می شوم و تو حوا
آنقدر خاله بازی می کنیم تا بچه هایمان یک شهر شوند.
شهرمان که داشت بوی آدمی زاد می گرفت
باز از آنجا می رویم و ..........
نه گندم می خوریم و نه سیب و نه انجیر
علف می خوریم
تا ثابت کنیم از طبقه بیزاریم
بینی مان را تحریم می کنیم و گلها را نیز فقط می بینیم
مرغ هایمان که ریدند
از بهترین زاویه می بینیم
و از خوک به خاطر این که در فضولات اش بله در فضولات اش غلت می زند متنفر نمی شویم.
به بچه هایمان می گوییم
همین که شهر بوی آدمی زاد گرفت می رویم ............
داشت موهایش را شانه می کرد و نرم می خندید
انگار که خدا قیامت را مهربان کرده باشد و
رستاخیز همان روزی که عاشق ها هی به هدیه می دهند در غرب
.....بزند این حافظه را باز اسم اش یادم رفت.
سیگاری به قول بعضی آدم ها گیراندم و پک زدم انگار که عاشق ام.
رخ به چپ برگرداند و من از راست گریختم
پیرمرد خنزرپنزری.
رویا تمامیت هستی را دست می برد توی اش.
ما سادگی را هی پیچ می دهیم
تا
ثابت
کنیم
تقصیر ما نیست که جهان کج-راهه می رود.
هستی چیزی بیش از جهان است
که
جهان کج-راهه می رود.
اینها همه به کنار
تقصیر کیست که من گول می خورم٬ کوفت می خورم٬ کج-راهه می روم٬ کج راه می روم.
یک لحظه صبر کنم!
هی تند نروم که در راه راست هم زمین می خورم!
درنگ
نفس عمیق
آرام که شدم تکرار می کنم:
برادر!
تقصیر ما نیست که جهان هی گول می خورد هی کوفت می خورد کج-راهه می رود هی تاب می خورد
کج راه می رود .
این نقطه را گذاشتم که خیالم راحت شود.
همین است که هست.
نوشخواری-مان به تلخکامی-مان در.
هی نوش می کنیم هی حال می کنیم
فردا که شد
آسوده تر ز ابر خمیازه می کشیم.
حال می ده اینجا واسه خواب
زیر پل شهید فلون
کنار گرمی اجاق
اجاق لوکس حلبی
با دو کلام بی ادبی
صحبت دلار و یورو
با تاجر پیاده رو.
******
کارتنای رنگ وارنگ
یه مشت آدم مشنگ
انقلابای مخملی
یه مشت ملنگ عملی
هی مانیفست٬ بیانیه
جای داداش مارکس خالیه
توی توهم اسید
میشه خوراکیا رو دید.
*******
ایالتای جور واجور
با امیرای چند رگه
اریکه های رنگ وارنگ
سامسونگ٬ توشیبا٬ آاگه
دموکراسی یه شوخیه
امپراتور اینو میگه.
*******
آی مردم پیاده رو
بیاین ما هم ملت بشیم
تشکیل کابینه بدیم
دسته جمعی سقط بشیم.
باز هم کاغذهایم را خانه جا گذاشتم.
وای! وای! وای!
باز هم مجبورم فی البداهه بنویسم
با فاصله ای در حد اپسیلون از اندیشه.
لعنت به من! نباید شعور مخاطب را به بازی گرفت!
نه! نباید به بازی گرفت!
تمام گناهان ناموسی با بازی شروع شده اند. می شوند.
نه نمی باید این کار را کنم.تکرار.
چه ربطی دارد به تو که هی غر و لند می کنی؟ وجدان.
مگر از روی کاغذ سفید نمی شود چیز خواند.
۱- شاشم اومد٬ رفتم لب دریا. توی دریا شاشیدم٬ دریا کف کرد.
۲- شاشم اومد٬ رفتم لب دریا٬ توی دریا شاشیدم٬ ککش هم نگزید.