|
"حسن عباسی" هم به تلویزیون آمد. دم حاج عزت و شرکا گرم. معلوم است دیگر، "حسن عباسی" اندیشمند است. قاعده ی حاکمیت مرغابی همین است. آمد، یه وری نشست و جفنگ گفت...... باید پذیرفت که "حسن عباسی" اندیشمند و نظریه پرداز است، "مسعود ده نمکی" نویسنده و فیلمساز است، "علیرضا قزوه" شاعر است، یوسفعلی میرشکاک شاعر، منتقد و فیلسوف است، "جواد شمقدری" مدیر فرهنگی است، "احمد خاتمی" آیت الله و خطیب جمعه است، "جنتی" فقیه نگهبان شرع است و........ چون قاعده، قاعده ی حاکمیت مرغابی ست. "حسن عباسی" هم آمد. گفت که: اولین بار این جفا را مولوی کرد که "صلح" را در برابر "جنگ" آورد، در حالی که باید در برابر "فساد" بیاید. مقابل "جنگ"، باید گفت: "آشتی"!!!!!!! گفت، در حقیقت امام حسن علیه السلام "آشتی" کرد و "صلح" کرد و امام حسین علیه السلام "جنگ" کرد و "صلح" کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گفت: در دنیا اصلا" چیزی به اسم "جایزه ی صلح نوبل" نداریم، این جایزه ای که می دن "جایزه ی آشتی نوبل" هست!!!!!!! گفت: چرا به "ساعت مچی" میگیم "ساعت" ؟ پس اون "ساعت" که در قرآن اومده چی؟ این جفا به مفاهیم قرآن هست. باید بگیم "واچ"!!!!!!!!! و بسیار از این خزعبلات ردیف کرد. بگذریم که در برنامه ی بعد "شیخ علی عسکری" خلط مضحک و ناشی از خوشه چینی و سواد التقاطی این ابله در مورد صلح را توضیح داد. ما فرض را بر درستی ادعای "حسن عباسی " می گذاریم. این نظریه پرداز عظیم الحماقه تفاوت ساده ی "معنای لفظی" و "معنای اصطلاحی" را نمی داند. و هیچ نمی داند که یکی از مهمترین ابزارها برای گسترش توان زبان در حمل مفاهیم متعدد و متنوع همین نکته است. اصلا" تفاوت عمده ی مولوی و سفله ای چون حسن عباسی در همین است. دوم این که او آنچنان در حماقت خود غرق است که متوجه نیست این زبانی که به آن صحبت می کند فارسی است و نه عربی. کلماتی که از یک زبان وارد زبان دیگر می شوند به فراخور نیاز زبان مقصد وارد می شوند و الزاما" به همان معنایی که در زبان مبدا به کار می روند، به کار نمی روند. می گوید چرا فلان کلمه را که خود عرب ها به بهمان ترجمه کرده اند ما "جامعه شناسی" ترجمه کرده ایم؟!!!!!! الدنگ جان! ما مسلمان اگر هستیم، عرب نیستیم. در تاریخ ادبیاتمان آثاری داریم که از نظر فصاحت و بلاغت به قرآن تنه می زنند. احترام قرآن برای ما به بلاغت و فصاحت و..... نیست و ابلهانه سعی نمی کنیم با تکیه بر بلاغت بی نظیر قرآن آن را معجزه معرفی کنیم. دلیل معجزه بودن قرآن برای ما چیزهای دیگریست ورای ادله ی ساحران بر سحرشان. البته باید منصفانه از تو تشکر کنم که آن با آن حال خرابم مرا خنداندی. "من به شما قول می دهم اگر دولت زمین را بین مردم تقسیم کند دیگر حتا یک فقیر هم نخواهیم داشت"!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بله معلوم است دیگر نخواهیم داشت. اگر نصف آن سیصد میلیارد دلار درآمد نفت را هم تقسیم می کرد دیگر فقیر نداشتیم. "حسن جان" بیا و لوطی گری کن مربی گری تیم فوتبال امید را بر عهده بگیر و بعد از چهل سال ایران را به المپیک ببر. با این ایده ی ناب "اگر ما توپ هایی که گیرمان می آید توی دروازه ی حریف بزنیم به المپیک می رویم." بله دوستان "حاکم شهری که مرغابی بود"، حال و روز اهل شهر همین می شود که حال و روز ماست اما "حسن جان" به دوستانت هم بگو "این نیز بگذرد...."
|