تبليغاتX
چريكستان
 
   
     
 
 
 

کمی دیر رسیدم

      او رفته بود

                ارام  نشستم

                          با خود چایی خوردم

                                         بلند شدم

                                                  رفتم

                ***

رسیدم

   ارام  نشستم

         چایی خوردیم

                 با ته مانده اش قبر را شستم

                                        بلند شدم

                                                رفتم

 
 
   |    نوشته شده توسط ارنستو
 
 
  چند روز پیش به رسم مازوخیستی دوران جوانی٬ "پرتو سخن" را خریدم و خواندم. مطلبی به قلم"ق.ر" داشت که در آن "سید حسن خمینی" را با نام فامیل "مصطفوی" خطاب قرار داده بود........

جناب "ق.ر"

 آنها که پدری دارند و  اصل و نسبی٬ گرفتار نام فامیلشان می شوند. "سید حسن" فرزند "سید احمد خمینی" و نواده ی "سید روح الله خمینی" است و لاجرم  سید حسن" خمینی". دیگران بیمار منحرف کج اندیش از جمله "م.م.ی" و "ح.ش" و .... که هیچ٬ حتا اگر خودش بخواهد٬ نمی تواند از دست نام فامیلش رهایی یابد. چرا که پدر دارد و اصل و نسب. اما شما چه جناب "ق.ر"؟ شما می توانید با خیال راحت نام فامیلتان را عوض کنید و هر چه که می خواهید ـ به شرط عدم وجود منع قانونی ـ بگذارید. مثل "حسینیان"٬ "رسایی"٬ "کوچک زاده"........ یا هر چیز دیگر به همان شرط ٬ حتا "انتر پور". بی گمان کسی به شما خرده نخواهد گرفت. برای همسایه تان هم فرق نمی کند نام فامیل شما چه باشد اما "سید حسن" را تمام پیرزن های آبادی ما به نام فامیل "خمینی" می شناسند. تقوا پیشه کنید و برای پدر ناشناستان فحش نتراشید.......

                                            عاقل شوید انشاالله٬ که عاقل بی بته به ز بی بته ی نادان!!!!!  

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
 

(((این داستان گریزی به گوشه های نادیده سرباز گارد ویژه ای است که توسط مردم دستگیر و سپس ازاد شد)))

 

مرد لبخند می زند . زن در اغوش مرد گم می شود. دست چپش را دور کمر زن حلقه می کند. زن خود را به او می چسپاند .سرش را کمی به عقب بر می گرداند و لبخند میزند. صدای گریه زن را از حجم مرد جدا می کند. مرد بر می گردد .پشت سرش هیچ نیست. خالی خالی. نوزاد ناز نمی کند. گرسنگی گریه می کند. دهانش پر شیر می شود وارام می گیرد.

تی وی اخبار رژیم های غاصب را پخش می کند و از کشتار غیر نظامیان مظلوم کرانه های باختری خبر می دهد. مرد بیرون میزند

باتوم و زره پوش های جوان چهره شهر را کاملن مردمی کرده اند. مرد باتومش را محکم نگه داشته است. جوان می فهمد که باتوم از ان مرد است . یا حسین ... مرد دنبال دختر جوان می دود. باتومش را بالا می برد. معلم اولین چوب را کف دست او می زند. دختر می افتد. معلم چوب را به پاهای او فرود می اورد او ضجه می زند. دختر می خواهد فرار کند. پاهای او بی حس شده است . معلم چوبش را با زمزمه سر می دهد. زنی خود را به مرد میرساند و شروع به زیر و رو کردن پدر و مادر مرد می کند او بر می گردد پشت سرش زن را می بیند زن گذشته را نفرین می کند. مرد در زن گم می شود.

سوار موتور مرد به مردم هجوم می اورد. او از مدرسه فرار می کند با جاهای ترکه بر دست. مردم فریاد می زنند یا حسین... مرد از در دانشگاه رد می شود با نگاهی حسرتش را به تابلوی دانشگاه تف می کند. مرد اب دهانش را روی مردم می ریزد. گروهبان او را سینه خیز می برد . مرد تمام می شود. مردم تمام شهر را گرفته اند. او باتومش را هم ارتفاع بدنش به پاهای هموطنان ظالم می کوبد. مردم جمع میشوند. مرد از موتور پایین می افتد . مردم او را محاصره می کنند. مرد نوزادش را رها می کند. مردم او را دستگیر میکنند. مرد ارام سینه خیز می رود گروهبان بالای سر او ایستاده است. چند مشت و تیپا نثار صورت او می شود. دختر به سمت مردم حرکت می کند . او را ول کنید او را ول کنید ما مثل مرد نیستیم او را ول کنید. مرد به خانه بر می گردد . نوزاد گریه می کند زن ارام تی وی می بیند .

 
 
   |    نوشته شده توسط ارنستو
 
 
 

زاده ي غرور پدر شدیم 

در سرزمینی که می دانید...

کورمان چشم،

خروش مان خشم،

شورمان ترس،

و شعورمان به بازی...

تحریف انسان بودیم

به گونه ای

که نبودیم انگار اصلن حتا !

قید تاکید کم می آورد این ظلمات...

تاریخ

خموشی های ما را نخواهد سرود برادر!

مرثیه ای بساز لااقل

داریم فراموش می شویم...

 
 
   |    نوشته شده توسط احسان سابق
 
 
  "حسن عباسی" هم به تلویزیون آمد.

دم حاج عزت و شرکا گرم. معلوم است دیگر، "حسن عباسی" اندیشمند است. قاعده ی حاکمیت مرغابی همین است. آمد، یه وری نشست و جفنگ گفت......

باید پذیرفت که "حسن عباسی" اندیشمند و نظریه پرداز است، "مسعود ده نمکی" نویسنده و فیلمساز است، "علیرضا قزوه" شاعر است، یوسفعلی میرشکاک شاعر، منتقد و فیلسوف است، "جواد شمقدری" مدیر فرهنگی است، "احمد خاتمی" آیت الله و خطیب جمعه است، "جنتی" فقیه نگهبان شرع است و........ چون قاعده، قاعده ی حاکمیت مرغابی ست.

"حسن عباسی" هم آمد. گفت که: اولین بار این جفا را مولوی کرد که "صلح" را در برابر "جنگ" آورد، در حالی که باید در برابر "فساد" بیاید. مقابل "جنگ"، باید گفت: "آشتی"!!!!!!!

گفت، در حقیقت امام حسن علیه السلام "آشتی" کرد و "صلح" کرد و امام حسین علیه السلام "جنگ" کرد و "صلح" کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

گفت: در دنیا اصلا" چیزی به اسم "جایزه ی صلح نوبل" نداریم، این جایزه ای که می دن "جایزه ی آشتی نوبل" هست!!!!!!!

گفت: چرا به "ساعت مچی" میگیم "ساعت" ؟ پس اون "ساعت" که در قرآن اومده چی؟ این جفا به مفاهیم قرآن هست. باید بگیم "واچ"!!!!!!!!!

و بسیار از این خزعبلات ردیف کرد. بگذریم که در برنامه ی بعد "شیخ علی عسکری" خلط مضحک و ناشی از خوشه چینی و سواد التقاطی این ابله در مورد صلح را توضیح داد. ما فرض را بر درستی ادعای "حسن عباسی " می گذاریم.

این نظریه پرداز عظیم الحماقه تفاوت ساده ی "معنای لفظی" و "معنای اصطلاحی" را نمی داند. و هیچ نمی داند که یکی از مهمترین ابزارها برای گسترش توان زبان در حمل مفاهیم متعدد و متنوع همین نکته است. اصلا" تفاوت عمده ی مولوی و سفله ای چون حسن عباسی در همین است. دوم این که او آنچنان در حماقت خود غرق است که متوجه نیست این زبانی که به آن صحبت می کند فارسی است و نه عربی. کلماتی که از یک زبان وارد زبان دیگر می شوند به فراخور نیاز زبان مقصد وارد می شوند و الزاما" به همان معنایی که در زبان مبدا به کار می روند، به کار نمی روند. می گوید چرا فلان کلمه را که خود عرب ها به بهمان ترجمه کرده اند ما "جامعه شناسی" ترجمه کرده ایم؟!!!!!!

الدنگ جان! ما مسلمان اگر هستیم، عرب نیستیم. در تاریخ ادبیاتمان آثاری داریم که از نظر فصاحت و بلاغت به قرآن تنه می زنند. احترام قرآن برای ما به بلاغت و فصاحت و..... نیست و ابلهانه سعی نمی کنیم با تکیه بر بلاغت بی نظیر قرآن آن را معجزه معرفی کنیم. دلیل معجزه بودن قرآن برای ما چیزهای دیگریست ورای ادله ی ساحران بر سحرشان.

البته باید منصفانه از تو تشکر کنم که آن با آن حال خرابم مرا خنداندی. "من به شما قول می دهم اگر دولت زمین را بین مردم تقسیم کند دیگر حتا یک فقیر هم نخواهیم داشت"!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! بله معلوم است دیگر نخواهیم داشت. اگر  نصف آن سیصد میلیارد دلار درآمد نفت را هم تقسیم می کرد دیگر فقیر نداشتیم.  "حسن جان" بیا و لوطی گری کن مربی گری تیم فوتبال امید را بر عهده بگیر و بعد از چهل سال ایران را به المپیک ببر. با این ایده ی ناب "اگر ما توپ هایی که گیرمان می آید توی دروازه ی حریف بزنیم به المپیک می رویم."

بله دوستان "حاکم شهری که مرغابی بود"، حال و روز اهل شهر همین می شود که حال و روز ماست اما "حسن جان" به دوستانت هم بگو "این نیز بگذرد...."

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  جماعتی دارالتقریب مذاهب اسلامی راه می اندازند، در سخنرانی های کسالت آور و بی مایه و پر توهم و تهمتشان  برادران سنی و برادران شیعه ی اسماعیلی و برادران شیعه ی زیدی و ......... را مخاطب قرار می دهند. وقتی حالشان خوش باشد از برادران ادیان ابراهیمی سخن می گویند و وقتی خیلی خوش تر باشد از برادران زرتشتی و سایر برادران با پیامبران الهی سخن می گویند و وقتی دیگر حوالی اوردوز هستند از برادران بودایی و تمام خیرخواهان و معنویت طلبان جهان و ...........

همین جماعت بهنود شجاعی را، که در شانزده سالگی در یک دعوا  به خاطر ضربه ی او نوجوان دیگری کشته شده، اعدام می کنند_البته  در شانزده سالگی اعدام نمی کنند، می گذارند هجده ساله شود بعد اعدامش می کنند_ جوانی را که در تظاهرات شرکت می کند به جرم محاربه محکوم به اعدام می کنند ولی ضارب حجاریان، با اسلحه ی گرم و با شلیک در صورت یعنی قصد مشخص قتل، را بعد از سه سال پیک نیک زندانی به دانشگاه برمی گردانند و حاج سعید صدایش می زنند. همان دانشگاهی که مجید توکلی به خاطر سخنرانی علیه یک شخص در آن ، به سال ها زندان محکوم می شود و.........

همین جماعت ریگی را دستگیر می کنند، دیپلمات گروگان گرفته شده را آزاد می کنند_ آن هم در یک کشور دیگر _ و پوزه ی سیا و موساد و..... را به خاک می مالند اما سعید امامی در زندانشان خودکشی می کند آن هم با واجبی، از سال 78 تا امروز نتوانسته اند بفهمند لباس شخصی ها کی هستند، قاتل ندا آقا سلطان راست راست می گردد و قاتل علی موسوی و.... و نمی توانند پیدایشان کنند، پزشک کهریزک در خوابگاهش از ترس 5 سال زندان خودکشی می کند!!!!!! و ...................

همین جماعت که از همزیستی مسالمت آمیز تمامی مذاهب اسلامی و چنان که ذکرش رفت گاهی از همزیستی مسالمت آمیز تمام معنویت طلبان عالم دم می زنند مخالفان سیاسی خود  _ که شیعه ی دوازده امامی هستند_ را به بند می کشند و استادان و دانشجویان صلح طلب و آزادیخواه دانشگاه_ که شیعه ی دوازده امامی هستند_ را اخراج می کنند، فضای اطلاع رسانی را محدود می کنند و با ایجاد فضای وحشت و اختناق تمام کارمندان دولت و دانش آموزان را به راهپیمایی های دولتی می کشانند و .......

کدام عقل می تواند این تناقضات آشکار را هضم کند؟

 این جماعت به مخالفان سیاسی خود _ که شیعه ی دوازده امامی هستند _ انگ نفاق می زنند و اگر تمام آنچه در بالا ذکرش رفت را به آنها ثابت کنی حربه ی تقیه را رو می کنند. حال آن که مخالفان آنها اگر چیزی از افکار واقعیشان را در عرصه ی عمومی مطرح نمی کنند از ترس شدت برخورد قهرآمیز و حذفی حاکمیت است و این تقیه است و نه نفاق و جماعت مذکور با تمام ادعاهایشان در مجامع بین المللی در داخل مداحان بی مایه و سواد و عربده کششان را بسیج می کنند تا تمام معتقدات و مقدسات دیگران را به لجن بکشند و......... این نفاق است و نه تقیه. اینها منافقند و به هیچ وعده شان و چرخششان امید و اعتمادی نیست.

اغتشاش این متن را به خستگی و گرفتاری من ببخشید اما اینها منافقند و نفاق را نیز منافقانه تعریف می کنند.

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  مادران صبور و عزیز و مهربان

سلام فرزندتان را پذیرا باشید.

سال نو مبارک است  ان شا الله. و وطن فرزندانتان سبز خواهد شد. خدا را شاهد می گیرم که در حال و هوای سال نو شما بیش از هر کس دیگری در نظرم بودید. ما به مظلومیت شما ایمان داریم و از پا نمی نشینیم تا " از خون جوانان وطن لاله" بدمد. میهنمان را رنگارنگ می کنیم به آزادی مردمانش در هر چیز. کاش من نبودم. کاش امروز که هستم٬ بیهوده نمیرم.

نه! ما بیهوده نمی میریم.

مادران عزیز!

آن که بی تفاوت از کنار اشک و آه شما می گذرد از سگ پست تر است.

آن که پیام نوروزی اش دل شما را به درد آورد از سگ پست تر است.

و از سگ پست ترم اگر فراموش کنم شال سبز مادر و پیشانی بند سبز سهراب را....

اگر خسته شوم.....

اگر بترسم..............

اگر وا دهم.

تا آخر ایستاده ایم.

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  در ادامه ی جنگولک بازی های حاج عزت و شرکا٬ مسعود ده نمکی هم به تلویزیون آمد. به رسم تمامی آدمی زادگان مشوش الفکر کلی پرت و پلا گفت و کلی نقیض را به هم بافت و مقداری ـ که چندان کم هم نبود ـ برای خودش و کارهای بعدی اش چانه زد٬ به روش اسلامی!!! خاله زنک بازی و پاچه پارگی.

دوست دارم باور کنم که او چماق را حقیقتا" زمین گذاشته ولی حق بدهید که خیلی سخت است.

 در میان آن همه پرت و پلا گویی سبک با حرکاتی هرموفرودیتی یک جمله ی عالمانه!!! گفت: قدرت بدون نظارت فساد آور است. به گمانم همه ی آنهایی که "شلمچه" و "جبهه" ٬دو مجله مسعود ده نمکی٬ را دیده اند  می دانند که او اصلا" از الزلمات حرف هایش آگاهی ندارد. همین بود که بچه خوشگل برنامه ـ که فقط اهل فن می دانند "اگه ریشش رو بتراشه چی میشه"ـ از جا پرید و با تعجب و لبخندی سکسی: حرفای روشنفکرانه می زنی!؟ 

حالا این جمله را بخوانید: نمی دانم خبرنگار لوموند و خوانندگانش به این جمله ی امام توجه کردند یا نه و آن این که در حکومتی که مد نظر ماست حتا مارکسیست ها هم می توانند حرف خودشان را بزنند به شرطی که با مشت محکمی از طرف اسلام روبرو شوند.

نقل به مضمون یکی حرف های دیگر از مجریان تلویزیون را خواندید. تفسیر هرمنوتیکی این جمله ی امام: "در حکومتی که مد نظر ماست حتا مارکسیست ها هم می توانند با آزادی حرف خودشان را بزنند چرا که ما فکر می کنیم اسلام برای تمام حرف های آنها جواب محکمی دارد". هیچ فکر نمی کردم در کشورم این همه "چیز" خوشگل با حافظه ی مطیع مطمئن آماده به کار٬ وجود داشته باشد.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  کارد کندی بودی

که به استخوان مان نشستی.

تو

برای نبریدن آمده بودی...

 
 
   |    نوشته شده توسط احسان سابق
 
 
  همیشه انسان هایی وجود دارند که ما را به سابقا" وصل می کنند.انسان هایی از جنس شیشه.شما خود به یاد بیاورید که از شیشه کجا و چه استفاده هایی کرده اید؟... که گاه شکستنش را لطفی می بیند که در سایه اش می آرمد.او تنهاست و ما با خود  و با دیگران ازو میگذریم.نا خوشایند است بیانش همانقدر که کودک ازشنیدن زحمات مادر بر نمی تابد.واما درین لحظه که مینویسم که مدعی استفاده از شیشه به جای آینه هستم و نیم نگاهی هم به سابقا"انداخته ام یک چیز را خوب میدانم از خودم و از شیشه.آنهم اینکه رسالت شیشه عبور دادن است و رسا لت من عبور کردن.

و اما آینه،تخت ،مارا به خود می نمایاند.تنها از روبرو.از او نمی گذریم .او ما را میبیند و ما علت خود را.هر دو میدانیم و هیچ کس به روی دیگری نمی آورد چرا که رسالتش نشان دادن است و رسالت ما هم نشان داده شدن

و اما سابقا"

سابقا"ما توان اندیشیدن داشتیم و الان نداریم.شیشه و آینه و سابقا"با همان تنهایند و ما تنهای با همان   

 
 
   |    نوشته شده توسط صفورا
 
 
   
 
   |    نوشته شده توسط ارنستو
 
 
  هیچ کودکی به دنیا نیامد،پیش از آنکه بستر آمرزشی برای مادرش گسترانیده باشند.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط صفورا
 
 
  ۱ـ یک راه بیشتر وجود ندارد: "بار و بندیلُ ببند    اینجا دیگه جای تو نیست".

۲ـ اگر روزی مجبور شوم بین "جمهوری اسلامی" و "ایران" ٬ یکی را انتخاب کنم بی شک "ایران" را انتخاب خواهم کرد. "ایران" خانه ی من است. جای من است. من٬ "بی- جا" ٬ نیستم . من در بند مکانم. این برچسب به من چسبیده است. و اما " جمهوری اسلامی" تنها یک "پیشنهاد" است. یک "امکان" است.

۳ـ سپاه نه تنها دمش که یک پایش هم اضافی ست.

۴ـ "حضرت آقا" شما متهمید به مشارکت در تمام این فجایع. آن لباس ها که به تن نخبگان این سرزمین پوشاندید٬ یا باید لباس رسمی "جمهوری اسلامی" شود٬ یا این که در همان "جا" این لباس را به تن مسببان آن ماجرا خواهیم پوشاند.

۵ـ احکام صادره شرم آور است. در مورد بی کفایتی شما هیچ شکی ندارم.

۶ـ .................... 

    

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  کودک گرسنه نان میخواهد،شیرینی درمان فریبنده ایست.حال که به شیرینی قناعت کردم،چرا باتوم میزنید.

 
 
   |    نوشته شده توسط صفورا
 
 
 

مادربزرگم سالها پیش مرد

             میخواهی برایت قصه بگویم

                    از خدایی که مرا ایستاده نمی خواست

                              شاعری که میفروخت تمامش را

 

                                    فاحشه ای که می سرود تمام تنش را

                                          زیر شعر یک صیغه

                         انچه ترانه می سرود بی هیچ نایی در کهریزکهای تجاوز

                                                         

دست دراز میکند شرم تا خفه کند تمام اسپرمها را

              در دالانهای صیغه و شرف

                                    کتاب را می بندم

         کلاغی که به خانه اش رسیده قارقار پیروزی سر داده است

                       تاریخ را می گشایم

                                می خندم

 
 
   |    نوشته شده توسط ارنستو
 
 
  جناب آقای علیرضا زاکانی

مدیر غیر مسول "پنجره"

یک سلام حرام شما.

آمدم بنویسم "ماتحت محترم تر از صاحب شما درد نکنه".

پرونده ای درباره ی "دکتر عبدالکریم سروش" ترتیب داده بودید٬ با بچه ها٬ ماتحت آنها هم درد نکند.

آقای غرویان را پس از مدت ها به عنوان "شاگرد حضرت مصباح" دیدم٬ ماتحت ایشان هم درد نکند.

"محمد منصور هاشمی" ادب به خرج داده بود٬ انشاا.. ماتحتش درد بکند. مردک ساختار شکن.

فریدالدین حداد غافل را آن بالا ازش تشکر کردم پس ماتحت ....ش درد نکنه.

بعدا"...... 

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  خوک عظیم الجثه

جناب اقای سردار .... فر

فرمانده نامحترم تیپ ..... ۴۸ ....

حیف سلام.........................................................................................................

این مطلب را از ترس این که "ابژه ی سوژه ی حماسه ای" شوم برداشتم. 

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
 

 

              من گالیله در کمال صحت عقل در شرایط خوب و هتلوار سلول کمتر از دونفره ام

               باگفتگو و مباحثه با بازجوهای فیزیکدان و نوابغ عصر با گفتگوهای پیچیده فیزیکی

              به این نتیجه رسیده ام که تمام نظریات و عقایدم در زمینه گردش زمین خزعبلات و موهوماتی بیش نبوده است

                جا دارد اینجا از بازجویان فیزیکدان انسان تشکر کنم

 
 
   |    نوشته شده توسط ارنستو
 
 
  کودکی در کوچه بازی می کند

                             با شعری مدام

                                  عموزنجیرباف ...

                                                -هو هو  میو میو-

                                                 ***

   عمویی پیر

          با زنجیری بافته بی هیچ شعر

                                مردی را ... می زند مدام

                                                   -تیک تیک  تاک تاک-

                                                ***

 مرد دیوار می بافد

               عمو زنجیر

                     زنجره اواز    

                           تمام کودکی رنگ می بازد     

 
 
   |    نوشته شده توسط ارنستو
 
 
 

 بی گمان هر کربلایی٬ مختاری هم دارد.

جناب  رهبر!

1_هر روز که سخن تازه ای می گویید نا امیدی از رهبری نظام بیش از پیش بر ما مستولی می شود. نیک می دانید که پدیده های اجتماعی دفعتا" شکل نمی گیرند و نارضایتی مردم از رهبریشان و بروز آن، به مثابه پدیده ای اجتماعی، به هیچ روی دفعی و آنی نیست. از سال ها پیش انتصاب های شما ما را حیرت زده و گاه مبهوت میکرد و به حکم عقلی واجب الاطاعه بودن کسی که طبق قانون "ولایت مطلقه" دارد بر مردمش، تمکین کردیم و چه کنیم که گریزی نیست  بشر را از نتایج نا گزیر تصمیمات و اعمالش. به متن کشیدن حاشیه نشین های دوران امام "ره" به نظر شما چه معنایی می تواند داشته باشد؟

2_ از "مسجد ضرار" گفته بودید. آری "ضرار" و اصحابش باز هم سر برآورده اند اما آدرس را غلط داده اید. اهل "ضرار" آنهایی هستند که که به شخص شما تقدس می دهند و از ولایت الهی شما در مقام رهبری یک نظام سیاسی سخن می گویند. اهل "ضرار" آنهایی هستند که در زمان ریاستشان بر قوه قضاییه مهربانانه ترین رفتارها با تروریستی به نام "سعید عسکر" و دار دسته محرکانش شد و امروز قداره به دست خواستار شدیدترین برخورد با معترضان به رفتارهای خوارج مآبانه همپالکی هایشان هستند. اهل "ضرار" آنهایی هستند که روشن ترین مبانی اسلام را تفسیر به رای می کنند. کدام وجدان بیداری از دیدن دادگاه مضحکی که همین دسته بر پا کرده اند دل درد نمی گیرد؟

3_ سکوت شما در برابر تواب سازی یاران امام "ره" برای ما پیام روشنی دارد. آیا نمی دانید که در دوران شما داشتن سابقه ی زندان جمهوری اسلامی نشانه ای از "آزادگی" و"حق طلبی"  گشته است؟

منصوبین شما عاملان تمام این انحراف ها هستند. واقعا" هیچ گاه از شنیدن حرف های "آقای جنتی" از تریبون شریف "نماز جمعه" احساس شرم و خجالت زدگی نکرده اید؟ با کمال تاسف منصوبین شما از قبیل "محمد یزدی"، "احمد خاتمی" و "جنتی"  آبروی "آیت الله" و "حوزه" را برده اند همچنان که "کردان" آبروی  "دکتر" و "دانشگاه" را برد.

4_  اعتراضات اخیر را "کاریکاتور انقلاب 57" نامیده اید. مجبورم کردید که بگویم شخص شما "کاریکاتور کاریزمای امام خمینی" هستید. چه خشمتان و چه مهربانیتان. چه ریاستتان و چه پدریتان. البته تمام خودکامگان چه مذهبی و چه غیر مذهبی مخالفان خود را این گونه معرفی می کنند اما گمان من در مورد شما این نبود. شهدای اعتراضات اخیر اگر از شهدای انقلاب 57 گرامی تر نباشند بی شک کمتر نیستند. چرا که آنان در برابر حکومتی قیام کردند که لباس طاغوت را عیان بر تن داشت اما این شهدا در برابر کسانی قیام کردند که به گفته مولا علی "ع" ، از ترس ظاهر مقدس شان کمتر کسی جرات جهاد بر علیه آنان داشت. دشمن اینان "دشمن اسلام در لباس مبدل" بود. ملت ایران از خون فرزندان خود نخواهد گذشت و بی گمان هر کربلایی مختاری هم دارد.

 

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  سگ میزاید از اشکم ترس با پارس های مدام  تا وحشت خود را  پنهان کند در پشت دندانهای کثیفش

پارس کن پارس کن و دندانهای کثیفت را نمایان تر کن شاید ارضا شوی با دیدن زنی چادر به سر که از ترس دندانهای پلیدت اسیمه سر چادرش را رها میکند زیر چنگال های تو و میدود. شاید ارضا شوی از تماس چادر خاکی زنی با چنگالهای کثیفت. دندانهایت را نمایان تر کن تا کودکی در بغل مادرش بگرید و تو از شنیدن ضجه اش ارضا شوی. مواظب باش شلوارت را خیس نکنی از بس ارضا شده ای. نه خیسش کن که دامن تو تر است و باید ترتر شود تا همه دامن ترت را ببینند پس خیستر شو .بیشتر ارضا شو. خیستر شو. تف میکنم به تمامت  تر دامن کثیف.

 
 
   |    نوشته شده توسط ارنستو
 
 
  و همچنان جعل های عجیب و غریب ادامه دارد. حضرت آقای یزدی مغلطه ی شما در مورد مقبولیت و مشروعیت مرا هم خنداند و هم حرص داد. واقعا" ما مستحق حاکمانی چون شماییم؟ لطف کنید در دو خط شرح دهید حکومتی را که مشروعیت الهی دارد ولی مردم نمی خواهند اش. چنین حاکمی چگونه حکومت می کند؟ نتیجه ی خلط "ولایت" و "حکومت" چیزی نیست جز بنیادگرایی امثال شما که برادرمان جناب آقای پالیزدار اشاره ای کردند در باب این که شما بنیادگراییتان هم صادقانه نیست. بی گمان فربگی امثال شما از زور ریاضت نیست. به استحضارتان می رسانم که رکن رکین حکومت سیاسی مردم هستند و اگر به عقلتان رجوع کنید می فهمید که اصلا" گزاره ی "حکومت مشروع نامقبول" از بیخ و بن باطل است. مگر به طریق سفاکان تاریخ که شما دارید به آن سمت می روید. اقلیتی منحرف حق به جانب خونخوار که می خواهند ایده های به زعم خودشان ناب را به زور چماق و تهدید و خفقان به خورد اکثریت بدهند. این اسلام شما هیچ ربطی به محمد"ص" و علی"ع" ندارد. کمی در ظاهر و باطن خوارج تحقیق کنید. جرم خوارج خروج از حاکمیت نبود اخوی. اگر این را تا به امروز نفهمیده ای از این بعد هم با منطق بشری نخواهی فهمید.  بیش از مرتکب اسراف نمی شوم و وقتم را صرف "یاسین خواندن....." نمی کنم.

من الله التوفیق 

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  بالاخره نماز جمعه به امامت هاشمی رفسنجانی فرا رسید و جناح بنیادگرا با تمامی سلول هایش  لمس کرد و فهمید که امکانی برای پیاده کردن ایده های فسیل شده و منحط اش وجود ندارد.این ها  باید می فهمیدند که مادر جنبش بیش از نود ماه فرزندش را در رحم نگه داشته و تولدش نیز  روزها و روزها پیش از روز انتخابات بوده است.مذهب فراتر از طرفدارانش است و در چنبره ی آنان گرفتار نمی آید. اگر چه نمود مذهب وابسته به طرفدارانش است اما زندگی اش نه. جریانات مذهبی نیز چون هر  پدیده ی اجتماعی دیگر باید در چارچوب زمان و مکان بررسی و تحلیل شود و بنیادگراهای بی بهره از این دانش و شعور درست به خاطر این نادانی دچار اشتباه در تحلیل شده اند. جناب مصباح یزدی باید بداند در عصر جریان سیال اطلاعات انسان هایی همچون او هیچ گاه فرصت و رخصت بزرگی نخواهند یافت. در این عصر دیگر امکان ایجاد توده های سرطانی پنهان پیش رونده وجود ندارد. هر جریان فکری تنها در زیر نور پروژکتورهای اطلاع رسانی می تواند "باشد". سیستم اطلاع رسانی با تغذیه از خرد جمعی نقش سیستم ایمنی جامعه را ایفا می کند و هر شی خارجی و بیگانه با ذات متعالی خود را هضم و منهدم می کند.

جنبش ها دفعی نیستند. هر جنبش جریان شکل گیری  تدریجی و زمان شناس دارد . آرام آرام از پی حوادث شکل می گیرد و تا رسیدن زمان مناسب ظهور به تعویق می افتد. هیچ کنشی منهدم نمی شود. ماندگاری نامتناهی کنش هاست که در طول تاریخ باعث سقوط یک تمدن و شکل گیری تمدن دیگر شده است. در قرن 21 تمدن ها در درون خود سقوط و ظهور میکنند.   

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  مسول دفتر سیاسی سپاه

 سردار جوانی

 ترجیح می دهم این چند کلمه را بنویسم ولی آن مستحب عزیز را خرج همچون تویی نکنم. فرموده بودید" با این وقایع جمهوری اسلامی حداقل تا بیست سال بیمه شد" بله همین طور است ولی بیمه کننده یک مشت بنیادگرای قاتل بیمار منحرف_ که شما و همپالکی هاتان باشید_ نبود. بیمه کننده آن پیران و جوانانی بودند که نجیب و استوار در برابر یک مشت هرزه ی مذهبی_سیاسی قد علم کردند. فریاد زدند که این انقلاب به دست نامحرمان نخواهد افتاد هر چند، چند صباحی نامشروع و بی آبرو بر تختی بنشینند که هر با شرفی به آن پشت کرده است. آنها گفتند: فرزندان اسلام هیچ گاه مارک نداشته اند و شمایی که سر تا پایتان مارک است فرزند اسلام نیستید. پیش از شما در نهروان هم مسلکانتان نیز به گزاف ادعا کردند و ثمره اش را دیدند. شما چه در ظاهر و چه در باطن شبیه آنهایید. ما برادران و خواهران سهروردی، عین القضات،حلاج و .............. شهیدان جهل و ریا و دروغ "فقهای قشری عامه" هستیم با یک تفاوت و آن این اینکه در عصر ارتباطات زندگی می کنیم. به فضل الهی پوزه ی هر "فقیه قشری عامه" ای را که بخواهد در برابر بزرگ ترین آموزه ی اسلام که همانا کرامت انسان است قد علم کند، به خاک می مالیم. گیریم که شما خود را به خریت زدید و این جماعت بزرگ معترض را "مشتی افسرده ی ناراضی" خواندید، آیا با تجاهل شما واقعیت دیگرگونه مشود؟ اگر میلی گرمی از مغزتان هنوز زنده باشد ، می دانید که اینگونه نیست. قهر این ملت شاهی را با پشتوانه ی تمام ابرقدرت ها زمین گیر کرد، شما که دوستانتان از خودتان .......

من الله التوفیق

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  هوالحق

 

حضرت آقا سلام.

روزهایی که گذشت هم در دنیا و آخرت این حقیر تعیین کننده خواهند بود و هم در دنیا و آخرت آن وجود معظم ملکوتی.

نویسنده ی این چند خط "ولی فقیه" را به عنوان بالاترین مرجع قدرت در جمهوری اسلامی پذیرفته است.  

خاطرات من از رفتارهای اینچنینی شما به چندین سال پیش برمی گردد. همان سال ها که فرمودید "اگر در دانشگاه ها عکس مرا پاره کردند شما هیچ نگویید". حیرت کردم که آیا شان ولی مطلقه این است که اینچنین سخن بگوید٬ چنان مزور ترین شخصیت های تاریخ؟ چه کسی بود که نداند آن جماعت ذوب در ولایت پس از شنیدن این سخنان دلسوزنده از ولی مطلقه!! چماق هایشان را   از طاقچه برمی دارند و به خیابان ها می آیند؟ ایده ی پوپولیستی ـ فاشیستی مستتر در این جمله دلم را لرزاند.

یا این که : جوانان مردم بیکار هستند٬ بدهکارشان نکنید!!!!!!!!!!!

حضرت آقا در حافظه تان جست و جو کنید تا به خاطر بیاورید چه کسی برای اولین بار تقسیم مشمئزکننده ی ملت به خودی و غیر خودی را مطرح کرد.

حضرت آقا جعل های عجیب و غریب در اسلام در کدام دوره ی تاریخی در جمهوری اسلامی شروع به رشد کرد؟ چه کسی است که نداند در اسلام هیچ کلامی  جز  کلام بی واسطه ی معصوم حجت نیست؟ چرا نسبت به وجه مقدس بیهوده و فاسدی که به جایگاه شما می دادند واکنشی نشان ندادید؟ آیا وظیفه ی شرعی هر مسلمان نیست  در برابر نا حق موضع بگیرد ولو این که با ولی فقیه طرف شود؟

حضرت آقا شما در بیت ساده ولی ملکوتیتان نشسته اید و از حال این مردم بی خبرید و این مثبت ترین ظنی ست که به شما می توان داشت. مشاورین نا صادق و نا سالم شما به کمک تدوین گران دروغ پردازشان همه چیز را وارونه جلوه می دهند.

حضرت آقا چه کسی با طرح "شبیخون فرهنگی" و تاکید غیر عقلانی بر "دشمن" جامعه و مدیریت ایران را از حالتی "کنش گرا" به "واکنش گرا" تبدیل کرد؟

کدام تصمیم و رفتار حکیمانه ای "فعال سیاسی" را به "مبارز" تبدیل کرد؟

کاری که رسانه ی ملی حضرت عالی می کند با کار دستگاه تبلیغات حکومت های فاشیستی چه تفاوتی دارد؟

حضرت آقا! انحراف و تقلب برای ما محرز است. ما حتا یک قدم به عقب نخواهیم گذاشت. تنها مصلحت ما بیان حقیقت است. جنبش تا آخر با تمام توان زنده خواهد بود. ما اجازه نمی دهیم طالبان شیعی در این مملکت جان بگیرد. و اجازه ی شکل گیری چیزی شبیه به ارتش ترکیه را نخواهیم داد. این روزها تا وصول نتیجه تازه خواهند ماند. اگر در خاطرتان مانده باشد می دانید که این ملت راه دفاع کردن از خود را می داند.

من الله التوفیق.

 
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  صحت انتخابات تایید شد. اما اما این انتخابات مردم ایران را نیز تایید کرد . بی هیچ حضوری از هیچ شورایی. نه نگهبانش و نه هیچ دیگرش. وجود مردم بازیچه نبودنشان بیداریشان جانفشانیشان برای حق خود و ... همه بوسیله خود مردم تایید شد. اقتدار زورمداران شکسته شد و این ان پیروزی بزرگ است. و اکنون ما به میدان می اییم با شعار هر ایرانی یک رسانه ملی. در این کارزار مسخره ی رسانه ملی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با هدف اگاهی دادن و زنده نگهداشتن انچه که گذشت و اینده ای که پیش روست

هر ایرانی یک رسانه ملی.

 
 
   |    نوشته شده توسط ارنستو
 
 
  ما از عربده کش ها نمی ترسیم. ما فعلا" تا ناامیدی مطلق آرامیم. قاتلین فرزندان  ایران باید محاکمه شوند. حضرت آقا ! رویتان را از متملقین چاپلوس و بی بنیه به سمت منتقدان سخت گیر و خیر خواه برگردانید. تنها مصلحت ما بیان حقیقت است. ما به هیچ مصلحتی سکوت نخواهیم کرد. تا پیروزی نهایی هستیم حتا اگر.............................  
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
 

در مقطع و شرایط حساسی قرار داریم. جوانان این اب و خاک برای گرفتن ان چیزی که سالهاست از انان به یغما برده شده دلاورانه می جنگند. برای اعاده وجودشان حیثیتشان برای اثبات بودن و اگاهیشان. ما همه در این وضعیت حساس مسئولیت سنگینی به عهده داریم. عکس العملهای منفعلانه در این زمینه با هر بهانه ای ما را در دادگاه خودمان تا همیشه محکوم خواهد کرد. اینجا ایران است سرزمین پسران با شرف و دختران با غیرت. من چه؟ تو چه؟ کجای این وادی ایستاده ام. ؟  روی سخنم با انانی که به احمدی نژاد هم رای دادند هست. دوستان اینجا فریادها نه برای موسوی که به خاطر وجود لگدمال شده مان است. به خاطر استفاده ای است که در تمام این سالها از ما جلوی دوربینهای تلویزیونی برای نمایش اقتدار خود کرده اند. برای اعتراض به بازیچه قرار دادنمان است. دوستان تف به غیرتمان که ببینیم مردان سیاه÷وش لبنانی و روسی پسران و دخترانمان را اینگونه با ضربات باتوم و زنجیر و ... بیازارند و ما هم به یاریشان بشتابیم. تف به شرفمان اگر سکوت کنیم و کاری نکنیم. وا غیرتا از این زنده بودن. وای.وای. وای.

 
 
   |    نوشته شده توسط ارنستو
 
 
  بسم الله الرحمن الرحیم برادر عزیز ارنستو در حالی که جوانان این سرزمین تکه پاره می شوند، شرم آور است که شما منفعلانه اعتراف نامه نوشته اید. باید از آن دختران جوانی که در این چند روز طعم تلخ لگد و باتوم یک مشت مزدور را چشیده اند خجالت بکشید. ما هنوز نتایج انتخابات را نپذیرفته ایم که حضرت عالی تصمیمی چنین معرکه و بدیع گرفته ای. پر واضح است در صورت مقاومت نظام در برابر ابطال نتایج انتخابات، تا زمان زنده بودن آقای خامنه ای و یا در قدرت بودن شان جمهوری اسلامی نامشروع است و شرکت در انتخاباتی که مجری اش چنین حکومتی باشد عملی فاسد و خائنانه است. به جای سوگ نامه نوشتن و فس فس کردن به سیل خروشان جمعیت معترض بپیوند و امیدوارانه تلاش کن. اگر پیروز شویم آزادی را در این مملکت تا اطلاع ثانوی بیمه کرده ایم و اگر نه تکلیف ما با این جماعت روشن می شود. از تمام دوستان خواهش می کنم در این روزهای حساس برادران و خواهران خود را تنها نگذارید. پیروزی در برابر چنین عمل وقیحانه ای _ جا به جا کردن رای مردم _ بی شک بزرگ تر از پیروزی در خود انتخابات است. به امید پیروزی بزرگ.  
 
   |    نوشته شده توسط عبدالله عبدالله
 
 
  ........

 
 
   |    نوشته شده توسط ارنستو
 
 
     
 

pctfx3.3

مجله اینترنتی رسانه

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور