پیشنهاد
از آنجا که قانون گذاران محترم،توجه لازم را نسبت به مسئله ی به این مهمی مبذول داشته و با وجود همه ی مشکلات جسمی از قبیل کمر درد و گز گز شدن پا و ...در حفظ این سنت گران بها که نمیدانم اصولا جنبشی ایرانی است یا از تلاقی فرهنگی با برادران عربمان نصیب شده ،منظور این بنده ی حقیر مفلس همانا (روی زمین نشستن در صحن علنی مجلس)تکرار میکنم(نشستن نمایندگان بر روی خود زمین)میباشد، کوشیده اند،از تمامی معماران به نام ایران اسلامی تقاضای مساعدت در ایجاد دکوراسیون جدید مجلس به شیوه ی چای و قلیان،گلیم،گبه و غیره و غیره را خواستارم.ناگفته نماند که مردم باید نهایت تلاش خود را در جهت رفاه و آسایش عزیزان به عمل آورند تا دماسنج تورمی با سرعت هر چه تمام تر لوله بترکاند و به سر منزل مقصود که همان کمال نا آرامیست نائل شوند.ان شاا...و تعالی که این موج عزیز وسیله ای شود برای اثبات از نان گذشتگی ایران اسلامی.
مادربزرگم سالها پیش مرد
میخواهی برایت قصه بگویم
از خدایی که مرا ایستاده نمی خواست
شاعری که میفروخت تمامش را
فاحشه ای که می سرود تمام تنش را
زیر شعر یک صیغه
انچه ترانه می سرود بی هیچ نایی در کهریزکهای تجاوز
دست دراز میکند شرم تا خفه کند تمام اسپرمها را
در دالانهای صیغه و شرف
کتاب را می بندم
کلاغی که به خانه اش رسیده قارقار پیروزی سر داده است
تاریخ را می گشایم
می خندم
مدیر غیر مسول "پنجره"
یک سلام حرام شما.
آمدم بنویسم "ماتحت محترم تر از صاحب شما درد نکنه".
پرونده ای درباره ی "دکتر عبدالکریم سروش" ترتیب داده بودید٬ با بچه ها٬ ماتحت آنها هم درد نکند.
آقای غرویان را پس از مدت ها به عنوان "شاگرد حضرت مصباح" دیدم٬ ماتحت ایشان هم درد نکند.
"محمد منصور هاشمی" ادب به خرج داده بود٬ انشاا.. ماتحتش درد بکند. مردک ساختار شکن.
فریدالدین حداد غافل را آن بالا ازش تشکر کردم پس ماتحت ....ش درد نکنه.
بعدا"......
همزمان با اجرای حکم قصاص هفت نفر در تهران و شیراز
سهیلا امروز پای چوبه دار می رود
چه مادرانه سینه ی کودکت را شکافتی و چه جلادانه نرم بند دار بر گلو یت زدند۰یقین تو دست رنج استخوان هایت بود من هم شکم را می خوانم و می خوانم تا روزی به کار آید.روزی که دیگر تو نیستی اما خاطره ات در چنین روزی بر افکارم امضا زده است.
جناب اقای سردار .... فر
فرمانده نامحترم تیپ ..... ۴۸ ....
حیف سلام.........................................................................................................
این مطلب را از ترس این که "ابژه ی سوژه ی حماسه ای" شوم برداشتم.
من گالیله در کمال صحت عقل در شرایط خوب و هتلوار سلول کمتر از دونفره ام
باگفتگو و مباحثه با بازجوهای فیزیکدان و نوابغ عصر با گفتگوهای پیچیده فیزیکی
به این نتیجه رسیده ام که تمام نظریات و عقایدم در زمینه گردش زمین خزعبلات و موهوماتی بیش نبوده است
جا دارد اینجا از بازجویان فیزیکدان انسان تشکر کنم
با شعری مدام
عموزنجیرباف ...
-هو هو میو میو-
***
عمویی پیر
با زنجیری بافته بی هیچ شعر
مردی را ... می زند مدام
-تیک تیک تاک تاک-
***
مرد دیوار می بافد
عمو زنجیر
زنجره اواز
تمام کودکی رنگ می بازد
بی گمان هر کربلایی٬ مختاری هم دارد.
جناب رهبر!
1_هر روز که سخن تازه ای می گویید نا امیدی از رهبری نظام بیش از پیش بر ما مستولی می شود. نیک می دانید که پدیده های اجتماعی دفعتا" شکل نمی گیرند و نارضایتی مردم از رهبریشان و بروز آن، به مثابه پدیده ای اجتماعی، به هیچ روی دفعی و آنی نیست. از سال ها پیش انتصاب های شما ما را حیرت زده و گاه مبهوت میکرد و به حکم عقلی واجب الاطاعه بودن کسی که طبق قانون "ولایت مطلقه" دارد بر مردمش، تمکین کردیم و چه کنیم که گریزی نیست بشر را از نتایج نا گزیر تصمیمات و اعمالش. به متن کشیدن حاشیه نشین های دوران امام "ره" به نظر شما چه معنایی می تواند داشته باشد؟
2_ از "مسجد ضرار" گفته بودید. آری "ضرار" و اصحابش باز هم سر برآورده اند اما آدرس را غلط داده اید. اهل "ضرار" آنهایی هستند که که به شخص شما تقدس می دهند و از ولایت الهی شما در مقام رهبری یک نظام سیاسی سخن می گویند. اهل "ضرار" آنهایی هستند که در زمان ریاستشان بر قوه قضاییه مهربانانه ترین رفتارها با تروریستی به نام "سعید عسکر" و دار دسته محرکانش شد و امروز قداره به دست خواستار شدیدترین برخورد با معترضان به رفتارهای خوارج مآبانه همپالکی هایشان هستند. اهل "ضرار" آنهایی هستند که روشن ترین مبانی اسلام را تفسیر به رای می کنند. کدام وجدان بیداری از دیدن دادگاه مضحکی که همین دسته بر پا کرده اند دل درد نمی گیرد؟
3_ سکوت شما در برابر تواب سازی یاران امام "ره" برای ما پیام روشنی دارد. آیا نمی دانید که در دوران شما داشتن سابقه ی زندان جمهوری اسلامی نشانه ای از "آزادگی" و"حق طلبی" گشته است؟
منصوبین شما عاملان تمام این انحراف ها هستند. واقعا" هیچ گاه از شنیدن حرف های "آقای جنتی" از تریبون شریف "نماز جمعه" احساس شرم و خجالت زدگی نکرده اید؟ با کمال تاسف منصوبین شما از قبیل "محمد یزدی"، "احمد خاتمی" و "جنتی" آبروی "آیت الله" و "حوزه" را برده اند همچنان که "کردان" آبروی "دکتر" و "دانشگاه" را برد.
4_ اعتراضات اخیر را "کاریکاتور انقلاب 57" نامیده اید. مجبورم کردید که بگویم شخص شما "کاریکاتور کاریزمای امام خمینی" هستید. چه خشمتان و چه مهربانیتان. چه ریاستتان و چه پدریتان. البته تمام خودکامگان چه مذهبی و چه غیر مذهبی مخالفان خود را این گونه معرفی می کنند اما گمان من در مورد شما این نبود. شهدای اعتراضات اخیر اگر از شهدای انقلاب 57 گرامی تر نباشند بی شک کمتر نیستند. چرا که آنان در برابر حکومتی قیام کردند که لباس طاغوت را عیان بر تن داشت اما این شهدا در برابر کسانی قیام کردند که به گفته مولا علی "ع" ، از ترس ظاهر مقدس شان کمتر کسی جرات جهاد بر علیه آنان داشت. دشمن اینان "دشمن اسلام در لباس مبدل" بود. ملت ایران از خون فرزندان خود نخواهد گذشت و بی گمان هر کربلایی مختاری هم دارد.
پارس کن پارس کن و دندانهای کثیفت را نمایان تر کن شاید ارضا شوی با دیدن زنی چادر به سر که از ترس دندانهای پلیدت اسیمه سر چادرش را رها میکند زیر چنگال های تو و میدود. شاید ارضا شوی از تماس چادر خاکی زنی با چنگالهای کثیفت. دندانهایت را نمایان تر کن تا کودکی در بغل مادرش بگرید و تو از شنیدن ضجه اش ارضا شوی. مواظب باش شلوارت را خیس نکنی از بس ارضا شده ای. نه خیسش کن که دامن تو تر است و باید ترتر شود تا همه دامن ترت را ببینند پس خیستر شو .بیشتر ارضا شو. خیستر شو. تف میکنم به تمامت تر دامن کثیف.
من الله التوفیق
جنبش ها دفعی نیستند. هر جنبش جریان شکل گیری تدریجی و زمان شناس دارد . آرام آرام از پی حوادث شکل می گیرد و تا رسیدن زمان مناسب ظهور به تعویق می افتد. هیچ کنشی منهدم نمی شود. ماندگاری نامتناهی کنش هاست که در طول تاریخ باعث سقوط یک تمدن و شکل گیری تمدن دیگر شده است. در قرن 21 تمدن ها در درون خود سقوط و ظهور میکنند.
سردار جوانی
ترجیح می دهم این چند کلمه را بنویسم ولی آن مستحب عزیز را خرج همچون تویی نکنم. فرموده بودید" با این وقایع جمهوری اسلامی حداقل تا بیست سال بیمه شد" بله همین طور است ولی بیمه کننده یک مشت بنیادگرای قاتل بیمار منحرف_ که شما و همپالکی هاتان باشید_ نبود. بیمه کننده آن پیران و جوانانی بودند که نجیب و استوار در برابر یک مشت هرزه ی مذهبی_سیاسی قد علم کردند. فریاد زدند که این انقلاب به دست نامحرمان نخواهد افتاد هر چند، چند صباحی نامشروع و بی آبرو بر تختی بنشینند که هر با شرفی به آن پشت کرده است. آنها گفتند: فرزندان اسلام هیچ گاه مارک نداشته اند و شمایی که سر تا پایتان مارک است فرزند اسلام نیستید. پیش از شما در نهروان هم مسلکانتان نیز به گزاف ادعا کردند و ثمره اش را دیدند. شما چه در ظاهر و چه در باطن شبیه آنهایید. ما برادران و خواهران سهروردی، عین القضات،حلاج و .............. شهیدان جهل و ریا و دروغ "فقهای قشری عامه" هستیم با یک تفاوت و آن این اینکه در عصر ارتباطات زندگی می کنیم. به فضل الهی پوزه ی هر "فقیه قشری عامه" ای را که بخواهد در برابر بزرگ ترین آموزه ی اسلام که همانا کرامت انسان است قد علم کند، به خاک می مالیم. گیریم که شما خود را به خریت زدید و این جماعت بزرگ معترض را "مشتی افسرده ی ناراضی" خواندید، آیا با تجاهل شما واقعیت دیگرگونه مشود؟ اگر میلی گرمی از مغزتان هنوز زنده باشد ، می دانید که اینگونه نیست. قهر این ملت شاهی را با پشتوانه ی تمام ابرقدرت ها زمین گیر کرد، شما که دوستانتان از خودتان .......
من الله التوفیق
حضرت آقا سلام.
روزهایی که گذشت هم در دنیا و آخرت این حقیر تعیین کننده خواهند بود و هم در دنیا و آخرت آن وجود معظم ملکوتی.
نویسنده ی این چند خط "ولی فقیه" را به عنوان بالاترین مرجع قدرت در جمهوری اسلامی پذیرفته است.
خاطرات من از رفتارهای اینچنینی شما به چندین سال پیش برمی گردد. همان سال ها که فرمودید "اگر در دانشگاه ها عکس مرا پاره کردند شما هیچ نگویید". حیرت کردم که آیا شان ولی مطلقه این است که اینچنین سخن بگوید٬ چنان مزور ترین شخصیت های تاریخ؟ چه کسی بود که نداند آن جماعت ذوب در ولایت پس از شنیدن این سخنان دلسوزنده از ولی مطلقه!! چماق هایشان را از طاقچه برمی دارند و به خیابان ها می آیند؟ ایده ی پوپولیستی ـ فاشیستی مستتر در این جمله دلم را لرزاند.
یا این که : جوانان مردم بیکار هستند٬ بدهکارشان نکنید!!!!!!!!!!!
حضرت آقا در حافظه تان جست و جو کنید تا به خاطر بیاورید چه کسی برای اولین بار تقسیم مشمئزکننده ی ملت به خودی و غیر خودی را مطرح کرد.
حضرت آقا جعل های عجیب و غریب در اسلام در کدام دوره ی تاریخی در جمهوری اسلامی شروع به رشد کرد؟ چه کسی است که نداند در اسلام هیچ کلامی جز کلام بی واسطه ی معصوم حجت نیست؟ چرا نسبت به وجه مقدس بیهوده و فاسدی که به جایگاه شما می دادند واکنشی نشان ندادید؟ آیا وظیفه ی شرعی هر مسلمان نیست در برابر نا حق موضع بگیرد ولو این که با ولی فقیه طرف شود؟
حضرت آقا شما در بیت ساده ولی ملکوتیتان نشسته اید و از حال این مردم بی خبرید و این مثبت ترین ظنی ست که به شما می توان داشت. مشاورین نا صادق و نا سالم شما به کمک تدوین گران دروغ پردازشان همه چیز را وارونه جلوه می دهند.
حضرت آقا چه کسی با طرح "شبیخون فرهنگی" و تاکید غیر عقلانی بر "دشمن" جامعه و مدیریت ایران را از حالتی "کنش گرا" به "واکنش گرا" تبدیل کرد؟
کدام تصمیم و رفتار حکیمانه ای "فعال سیاسی" را به "مبارز" تبدیل کرد؟
کاری که رسانه ی ملی حضرت عالی می کند با کار دستگاه تبلیغات حکومت های فاشیستی چه تفاوتی دارد؟
حضرت آقا! انحراف و تقلب برای ما محرز است. ما حتا یک قدم به عقب نخواهیم گذاشت. تنها مصلحت ما بیان حقیقت است. جنبش تا آخر با تمام توان زنده خواهد بود. ما اجازه نمی دهیم طالبان شیعی در این مملکت جان بگیرد. و اجازه ی شکل گیری چیزی شبیه به ارتش ترکیه را نخواهیم داد. این روزها تا وصول نتیجه تازه خواهند ماند. اگر در خاطرتان مانده باشد می دانید که این ملت راه دفاع کردن از خود را می داند.
من الله التوفیق.
هر ایرانی یک رسانه ملی.
در مقطع و شرایط حساسی قرار داریم. جوانان این اب و خاک برای گرفتن ان چیزی که سالهاست از انان به یغما برده شده دلاورانه می جنگند. برای اعاده وجودشان حیثیتشان برای اثبات بودن و اگاهیشان. ما همه در این وضعیت حساس مسئولیت سنگینی به عهده داریم. عکس العملهای منفعلانه در این زمینه با هر بهانه ای ما را در دادگاه خودمان تا همیشه محکوم خواهد کرد. اینجا ایران است سرزمین پسران با شرف و دختران با غیرت. من چه؟ تو چه؟ کجای این وادی ایستاده ام. ؟ روی سخنم با انانی که به احمدی نژاد هم رای دادند هست. دوستان اینجا فریادها نه برای موسوی که به خاطر وجود لگدمال شده مان است. به خاطر استفاده ای است که در تمام این سالها از ما جلوی دوربینهای تلویزیونی برای نمایش اقتدار خود کرده اند. برای اعتراض به بازیچه قرار دادنمان است. دوستان تف به غیرتمان که ببینیم مردان سیاه÷وش لبنانی و روسی پسران و دخترانمان را اینگونه با ضربات باتوم و زنجیر و ... بیازارند و ما هم به یاریشان بشتابیم. تف به شرفمان اگر سکوت کنیم و کاری نکنیم. وا غیرتا از این زنده بودن. وای.وای. وای.
۱ـ فرض من بر این است : هر انسانی که می تواند از اینترنت استفاده کند٬ توان فهم فجایع و نکبت دوره ی ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد را دارد.
۲ـ آقای محسن رضایی بی شک با حضورشان به ایران خدمت می کنند و از ایشان سپاسگزارم.
۳ـ اعتماد ملی٬ حزبی که نامزد منصوب اش را انتخاب می کند و یک یک مشاورانش قهر کرده های سایر احزاب اند. در انتخابات ۸۴ به آقای کروبی رای دادم چون به قول جناب دکتر سروش "نه بو داشت و نه طعم"٬ در سایر کاندیداها بو داشتند و طعم وهر دو آزار دهنده و تهدید کننده. اما امروز......
الف: بزرگنمایی کودکانه ی پیوستن چند نفر از فعالان سیاسی به آقای کروبی که به طرز معنی داری همه زندان رفته اند. بعد از انتخابات در مورد آزادیخواهان خاله- زنک خواهم نوشت. این جمله فعلا" پیش کش: " آن موقع که من در اوین بودم، خاتمی در سعد آباد نسکافه می خورد."
ب: بزرگنمایی حمایت ادوار تحکیم از آقای کروبی با چاپ عکس احمد زیدآبادی بسیار عزیز در قامت یک رهبر کاریزماتیک با انگشتی رقصان و چهره ای دفرمه در مقابل حمایت: مجمع روحانیون، مجمع مدرسین، مشارکت، کارگزاران، مجاهدین انقلاب، همبستگی، حزب اسلامی کار، خانه ی کارگر و ............. از میرحسین موسوی.
ج: بزرگنمایی حمایت دکتر سروش از آقای کروبی. اما، چرا بزرگنمایی؟
دکتر سروش نشان داده است که به عقل احترام می گذارد. مطالعه ی آرا دین شناسانه و سیاسی ایشان مبین این مطلب خواهد بود. اما عقل هر انسان تا جایی قد می دهد. معظم له از ۸۴ تا ۸۸ از باور به "بی بویی و بی طعمی" شیخ تا عمل گرایی همان شیخ صیرورت!!! نظری داشته اند. و لابد عمل گرایی٬ نوشتن نامه های طنز به جنتی و برادر حسین و.... یا قهر و استعفا از مناصب خود یا چانه زنی فرا قانونی برای آزادی زندانیان سیاسی و تا بی نهایت از این قبیل کنش های مرتجعانه است. آنچنان که دوستان قصد دارند آقای سروش را مغز متفکر جریان اصلاح طلبی از نوع روشنفکرانه ی دینی اش جلوه دهند نیست. آقای سروش هتاک تر و افشاگر تر از آن است که بخواهد مغز متفکر اصلاح طلبی باشد. از سخنان زننده ی ایشان در مورد سید حسین نصر گرفته تا پاسخ بی ادبانه و زشت ایشان به سخنان غیر قابل قبول محمود دولت آبادی، مدام در حال پاسخگویی هتاکانه به اظهار نظر های دیگران در مورد خود است. منش و روش ایشان را با سید محمد خاتمی مقایسه کنید و قضاوت کنید کدام یک لایق بر دوش گرفتن بار سیاسی جریان اصلاح طلبی هستند.
قاب می افتد
و شیشه اش
در کلامم فرو می رود
سگ خونمرده می شود گوشه لبم
-هو هو-
-هو هو-
***
میگزم^ لبم را
مشت محکمی به دهانم میزنم
تا هیچ غلطی نکند
دندانم
لبم
امریکایم
***
دندان
لب
امریکا
هیچ غلطی نمی توانند بکنند
اقای رییس
خواهش می کنم شما بفرمایید
-تمام را-
***
هو هو
هو هو
سگی پارس می کند
استخوان سفید دندانم
گوشت لبانم
را
***گزیدن حالتی است که دندان را بر لبان میگدارند و فشار میدهند***
امیدوارم خوب باشید. دوستان گفتند این سه ساله دلتان کم تر خون شده ما هم کلی خدا را شکر کردیم. راستش رهبر جانم دو بار سعی کردم نامه برایتان بنویسم ولی انقدر قاطی پاتی شد که پاره شان کردم. تصمیم گرفتم در چند نامه با شما گفت کنم٬ گوی اش هم پیش کش. بالا غیرتا" به بچه ها بسپار سر راهم رو نگیرن. عجله دارم بعدا" بیشتر گفت می کنم٬ گوی اش هم پیش کش. فقط یه سوال رهبر جان من تصمیم گرفتم به جای مالک اشتر علی به سلطان حسین رای بدهم شما چی؟ حالا که خودم گفتم بالا غیرتا" به بچه ها بسپار سر راهم رو نگیرن. می بوسمت و خدا نگهدار.